-
25 راهکار برای دستیابی به افکار خلاق و زیبا
دوشنبه 3 مردادماه سال 1390 09:00
تا به حال چند بار احساس کردهاید که مغز شما از کار افتاده است و دیگر قادر به فکر کردن نیستید؟ این به دلیل آن است که ما نیاز داریم توانائیهای خود را برای فکر کردن افزایش دهیم. مطلب حاضر به نکاتی میپردازد که ما برای بیشتر و بهتر فکر کردن باید به کار گیریم و به آن نیاز داریم ... 1. یافتن بهترین زمان. بیشتر افراد مسن...
-
انسان در جستجوی ...
شنبه 1 مردادماه سال 1390 09:25
اول اینکه قضیه رو جدی نگیرید! دوم اینکه من همیشه شلوارم رو توی همین کشو می گذاشتم ولی حالا نیست! ... سوم این که این اصلا مطلب نیست و من خودم هم نمی دانم سرچه کسی را دارم شیره می مالم ... جلسات در اینجا خیلی باارزشند!!! ولی من تا وقتی که شلوارم را پیدا نکنم، نمی توان سر جلسه بنشینم!!! آخر مگر می شود؟! بدون شلوار؟!...
-
آخه چقدر فیلترینگ !!! ...
چهارشنبه 29 تیرماه سال 1390 10:13
یه روزی واقعا همینطورم میشه !!!!
-
مردمان روزگار ما ...
دوشنبه 27 تیرماه سال 1390 11:12
پیرمرد بر صندلی اش روی ایوان نشسته بود و پیپ می کشید. سوار خسته، لبه کلاهش را بالا داد و از پیرمرد پرسید: «هی! پیری! مردم اینجا چه جور آدمهایی اند؟» پیرمرد پرسید: «مردم شهر تو چه جوری هستند؟» سوار گفت : «مزخرف!» پیرمرد گفت : «اینجا هم همین طور» چند ساعت گذشت. سوار دیگری رسید و همان سوال را از پیرمرد پرسید. و باز...
-
خصوصیات دانشجویان کشورها
شنبه 18 تیرماه سال 1390 19:10
ژاپن: به شدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد! هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی(ACTION) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود! عراق: مدام به تیر ها و...
-
ما و مرگ ...
دوشنبه 13 تیرماه سال 1390 09:21
هر روز آیینه یی ست،که ما و مرگ از آن می گذریم ... هر آینه مرگ از ما بزرگتر می شود ... روزی می رسد که برای ما جایی در آیینه نیست ... همه جا تاریک خواهد شد ... جهان از تصویر تهی خواهد گشت ... چه کسی ما را به خویشتن باز خواهد گرداند ؟ حیرت مان را پاسخ خواهد داد ؟ ... ای آغازترین آغاز ! با ما مهربان تر باش، بگذار از حیرت...
-
از باران لذت میبری، از شب یا از او ...
شنبه 11 تیرماه سال 1390 09:03
زیر چتری که در دستش دارد، روی نیمکت روبروی من نشسته ای. شاید فقط نور سیگار من از آنجا معلوم باشد. ولی تو آنرا هم نمیبینی. نیمکتم در تاریکی قرار دارد. با هم به چیزی گوش میدهید. نمیدانم از آهنگ لذت میبری یا از باران یا از شب یا از او! اگر جای او بودم در آغوشت میگرفتم تا سردت نشود. آن ترانه هنوز تمام نشده است.سکوت کرده...
-
تبریک عید مبعث ...
چهارشنبه 8 تیرماه سال 1390 11:00
سلام دوستان عزیز ... خواب در چشمان زمین ورم کرده بود... روزها، سال ها، دور از دسترس آدمیان در مداری موهوم می چرخیدند... همه ی لحظه های بشر شب بود، و چادر آبی در مرکب غلیظ جهل دم به دم تیره تر می شد... نوری پرشور می بایست تا حجم غلیظ سیاهی را پس زند... و خدا و خورشید را بار دیگر به صحن دلها بتاباند ... آبشاری که تشنگی...
-
لزوم شکر گذاری پیش از صرف غذا ...
دوشنبه 6 تیرماه سال 1390 10:16
باعرض سلام خدمت دوستان بزرگوار ... به نظر می رسد که این روزها دعا کردن قبل از غذا دیگر از مد افتاده است. جدا از خانواده های بسیار مذهبی، افراد اندکی با یاد خدا، خوردن غذا را شروع میکنند. در گذشته، این یک عادت بود که خانواده ها قبل از خوردن غذا دعا بخوانند، تقریباً یک وظیفه بود نه یک لذت. اینکار نشانه قبول کردن آداب و...
-
مثالی از اقتصاد کشورها ( طنز تلخ!!! )
یکشنبه 5 تیرماه سال 1390 09:00
اقتصاد مرسوم : دو تا گاو ماده دارین... یکیش رو می فروشین و یه گاو نر می خرین...به تعداد گاوهای گله شما افزوده میشه و اقتصاد رشد می کنه...پول براتون همینطور سرازیر میشه و می تونین به بازنشستگی و استراحت بپردازین ... اقتصاد هندی : دو تا گاو ماده دارین ... اونها رو می پرستین و عبادت می کنین ! اقتصاد پاکستانی : هیچ گاوی...
-
سکوت ... ( دل گویه )
پنجشنبه 2 تیرماه سال 1390 09:05
زنهار که بشنوی زنهار که ببینی زنهار که لمس کنی زنهار که سخن بگویی بایست ... و به طناب سکوت، محکم آویزان شو ... چشمه ی گفتار، ژرف است، لیک کف دست، کوچک ... از لابلای انگشتهای میانه، سبابه و شست ریگ درز کی کند ... سخنی ... چون تو معنی واژه ها را نمی دانی مرا به واژه ها ستیز می کنی واژه، سنگ است ... واژه، مرگ است ... اگر...
-
بدون شرح ...!
سهشنبه 31 خردادماه سال 1390 00:57
توجه نوشت: بچه های آریایی عزیز، حتما ۱ سری بزنید به وبلاگ گروهی ... اوناییم که خبر دار شدن، به اونایی که خبر ندارن، خبر بدن... چی شد؟؟؟ چی گفتم!!!!!!
-
ملاقات امیلی با خداوند( داستان )
شنبه 28 خردادماه سال 1390 13:28
ظهر یک روز سرد زمستانی وقتی امیلی به خانه برگشت پشت در ، پاکت نامه ای رادید که نه تمبری داشت و نه مُهر اداره پست روی آن بود؛ فقط نام و آدرس خودش روی پاکت نوشته شده بود. او با تعجب پاکت را باز کرد و نامه داخل آن را خواند: امیلی عزیز! عصر امروز به دیدن تو می آیم، تا تو را ملاقات کنم. با عشق خدا امیلی همان طور که بادست...
-
به بهانه ی روز پدر ...(دل گویه)
چهارشنبه 25 خردادماه سال 1390 10:36
بنام خالق هست و نیست ... اهل دعا بود و نه ادعا !!! و در نی نوای مناجاتی اش، نیز، از باران تهمت و دروغ و ناسزا، حکایت می کرد ... و از درد آشنایی و درد آگاهی ... و حس درد دردمندان ... و فهم ارزش کیمیایی درد ... و تمنای سوختن ناسره های وجود، در شعله های درد و درد و درد ... و دردش هم اینجایی نبود ... از دری دیگر بود، و به...
-
جملات ماندگار ...
دوشنبه 23 خردادماه سال 1390 08:43
سلام دوستان عزیز ... چندتا جمله زیبا در ادامه ی مطلب گذاشتم، که از دوست بسیار مهربانمون زمستانه ی عزیز هستش. تو این مدت که نبودم، این بزرگوار با این جملات زیبا و انرژی بخشش بصورت روزشمار، برا من روحیه میداد... واقعا ازش ممنونم و امیدوارم هرجا که هست سالم و تندرست و سربلند باشه ... حتما جملات رو توادامه ی مطلب بخونید...
-
آیا می دانستید؟ ...
شنبه 21 خردادماه سال 1390 11:10
آیا تا به حال می دانستید بیماری قند اولین عامل کوری در مردم جهان است ؟ آیا تا به حال می دانستید شیرینی تنها مزه ای است که جنین در رحم مادر هم می فهمد ؟ آیا تا به حال می دانستید زنبور عسل ۵ چشم دارد که ۲ تا اصلی در بغل سر و ۳ تا بر روی سر اون قرار داره ؟ آیا تا به حال می دانستید بیست درصد آب شیرین جهان میان آمریکا و...
-
لیلة الرغائب چگونه شبی است؟ ...
پنجشنبه 19 خردادماه سال 1390 10:44
اولین شب ماه رجب جزو چهار شبی است که احیا در آنها تأکید شده است. "رجب"، ماه خداست؛ ماه پر برکتی که اعمال بسیاری برای آن ذکر شده است. پیامبراکرم صلوات الله علیه فرمودند: هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، مستوجب خشنودی خدا می شود و غضب الهی از او دور می گردد و دری از درهای جهنم بر روی او بسته می شود....
-
خداحافظی ...
سهشنبه 3 خردادماه سال 1390 13:13
سلام دوستان ... نمیدونم چرا، ولی 1 مدت از نت دور باشم برام بهتره... دوستتون دارم ... دوستانی که شمارمو دارن، میتونن با اس ام اس برام پیام بدن ... چون واقعا دیگه نمیخوام برا 1 مدتی بیام نت ... قربون همتون ... یا علی ...
-
مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــادر ...
دوشنبه 2 خردادماه سال 1390 11:27
اول به اونائی که مادرشون رو از دست دادن (که یادی ازش شده باشه دوم به اونائی که مادر دارن )که قدر مادرشونو بدونن Excellent and beautiful زیبا و فوق العاده WHEN I CAME DRENCHED IN THE RAIN………………… وقتی خیس از باران به خانه رسیدم BROTHER SAID : “ WHY DON’T YOU TAKE AN UMBRELLA WITH YOU?” برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی؟...
-
یاد گویه ...( خاطره ای از دوران دانشجویی )
دوشنبه 26 اردیبهشتماه سال 1390 09:34
سلام دوستان و همراهان عزیزتر از جان ... امیدوارم هرجا که هستین،خوب و خوش و سلامت باشین. دوستان،امروز می خوام خاطره ایی از دوران دانشجویی خودم رو براتون بازگو کنم... خاطره ایی از دوران کاردانی...دوستان عزیز، آخه من اول دوره ی کاردانی خوندم، بعد کارشناسی... بعلت برخی مشکلات کاری، وقفه ایی ایجاد شد نزدیک ۳ سال، تا...
-
بدون شرح ! ...
شنبه 24 اردیبهشتماه سال 1390 10:14
-
سپاس نامه ...
شنبه 24 اردیبهشتماه سال 1390 09:56
سلام دوستان عزیز... خوبید، خوشید؟...سلامتید؟... بابت ابراز لطفتتون ممنونم...ولی من قهر نکردما...اصلا... فقط یخورده گله کردم از بعضی دوستان...قصد جسارت هم نداشتم... یخورده هم تقصیره خودمه، میدونم... از بس دل گویه ی غمگین نوشتم... ولی چیکار کنم...مگه این روزگار نامراد میذاره که شاد هم بنویسی... ممنونم از نظرات و...
-
شکوه نامه ... .
سهشنبه 20 اردیبهشتماه سال 1390 09:09
سلام دوستان... خواستم ۱ گله ایی بکنم از بعضی عزیزان... البته نمیخواستم اینجا این حرفارو بزنم. ولی خب ...شد دیگه.... میدونم سره همه یجورایی شلوغه...همه درگیر کار و درس و دانشگاه هستن... ولی بعضی از دوستان واقعا کم لطف شدن...نمیدونم چرا...اینم حتما از برکات سال جدیده...نمیدونم چی بگم... ولی تا میای ۱ آپ جدی بذاری،یا ۱...
-
داستان!!!
یکشنبه 18 اردیبهشتماه سال 1390 09:32
بنده خدایی تعریف میکرد که یک شب موقع برگشتن از ده پدری تو شمال طرف اردبیل، جای اینکه از جاده اصلی بیاد، یاد باباش افتاده که می گفت جاده قدیمی با صفا تره و از وسط جنگل رد میشه! اینطوری تعریف میکنه: من احمق حرف بابام رو باور کردم و پیچیدم تو خاکی ، 20 کیلومتر از جاده دور شده بودم که یهو ماشینم خاموش شد و هرکاری کردم...
-
دست نوشته ...( تلنگر !!! )
پنجشنبه 15 اردیبهشتماه سال 1390 11:25
اول سلام... به نظر تو چه فعالیتهایی می توانند کار باشند؟ اگر سوال مبهم است مثال می زنم... تو به بازی هم کار می گویی؟ به خوردن و خوابیدن چطور؟ یعنی اگر مشغول بازی باشی و در همان حال از تو بخواهند کاری انجام دهی می گویی کار دارم؟... به نظر می رسد که جواب اکثر ما به این سوالها منفی است. چرا؟ چون مثلا خیلی از ما فکر می...
-
کجایند مردان بی ادعا ...
چهارشنبه 14 اردیبهشتماه سال 1390 09:30
بدون شرح ! ... ته نوشت: قسمتی از راز و نیاز عاشقانه شهید باکری با معبود خویش... خدایا تو چقدر دوستداشتنی و پرستیدنی هستی، هیهات که نفهمیدم. خون بایدمیشدی و در رگهایم جریان مییافتی تا همه سلولهایم هم یارب یارب میگفت.
-
دیرگاهی دور و تاریک...( دل تنگ گویه )
دوشنبه 12 اردیبهشتماه سال 1390 10:23
دیرگاهی دور، در تهاجم تاریکی و ترس و تنهایی، در طرح لبهای خاک، رنگ خاموشی بود... چشم، چشم را نمی دید. و لب، از لب باز نمی شد... زنده بگوری، ناآشنایی، غم و غریبی، حکایت آشنای زمین بود... حال دراین کشاکش دهر، در اوج نزدیکی دنیا( دهکده ی جهانی)، ...خدایا، باز چرا ناآشنایی، غم و غریبی حکایت آشنای زمین شده است؟!!! ... س.م.ع
-
بدون شرح ... !
شنبه 10 اردیبهشتماه سال 1390 10:58
-
درفش کوچک ...(دل گویه )
پنجشنبه 8 اردیبهشتماه سال 1390 19:54
درفش کوچکت را در راه پاکان برافراشتم... و به نجوا گفتم: من از شما هستم... سربلند پاپیش نهادم گرسنگی آفتاب را می سراید... آفتابی را که پناه سپیده دم نزدیک است... ودستانت که عشق است... کبوتر سفیدی را، که صلیب در آغوش دارد ترسیم می کند... و شاخه ی زیتون به خون آلود را ! ... اما روزها و سال ها سپری شدند و اینک، ... من از...
-
سفــــــــــــــــــــــــــــــــــر ...
شنبه 3 اردیبهشتماه سال 1390 12:45
سلام دوستان نازنین. انشالاه که همگی سلامتین. دوستان،میدونم کلیپ تکراری هستش، ولی حیفم اومد دوباره نذارمش... یه مدت نیستم برا آپ کردن... ولی حتما میام و به نظرات زیبای شما عزیزان نگاه میکنم. تو این مدت بهم سربزنیدا...!!! دوستتون دارم ... یا علی مدد.