X
تبلیغات
رایتل

خوشبخت تر از من ...  چاپ

تاریخ : یکشنبه 10 مهر‌ماه سال 1390 در ساعت 08:51 ق.ظ

  

نه آرزویی داشته ام ، 

نه نهال کوچکی در کنجی کاشته ام ... 

آفتاب بر لبه ی تاریکی ست 

و قرص ماه ، پاره پاره ... 

بهار 

آیینه دار حسرت انسانها ... 

و دریا 

در انتظار گامهای کسی ، 

که طنین نگاهش به توفان 

برخیزد . 

خوشبخت تر از من درختی ست 

که رهگذران خسته را به سایه 

فرا می خواند ... 

 

                                                    س.م.ع 

 

-------------------------------------------------------------------------------------------------- 

 

سلام دوستان... تا حالا آرزو کردین که ای کاش درخت بودین ؟؟؟

نظرات (18)
سلام سید
بابا تو دیگه چه داداشی هستی سید
من دانشگاه علامه قبول شدم دیگه
-------------------------------------------


آره من دعا کردم
کاش یه چیزی بودم غیر از انسان
که هیچ چیز نمی فهمیدم!
دوست خوبم:
سلام آبجی ... این مدلی....

مبارکا باشه ....
سلام سید جان
خوبین شما ؟
وای سید ... نمیدونی که منه طفلک چی کشیدم ...
اول که بعد از اون کامنتا براتون گذاشتم دیگه نمیتونستم هیچ کدوم از بلاگ های blogskyرو باز کنم ... بعدش هم دیگه ... چند روزیه کامپیوترم داغون بود و هیچی به هیچی ... الان تازه رفتم از پیش مکمرش گرفتمش .
ببخشید سرنزدم .
این بود تمام این مدت
+
ولی تا حالا من نخواستم که درخت باشم ... اما چیز های دیگه بوده مثل مورچه
نخند خودم بخندم موردی نداره . ولی خیلی دوست دارم مورچه باشم
دوست خوبم:
سلام مویزی ... شما بهتری؟؟؟

خواهش .... این حرفا چیه ... شما بزرگواری ...

مورچه ...جالبه ... حالا چرا مورچه؟؟؟
سلام و صد سلام
یه مدت نبودم تا بیام نت
الانم یه مقدار کسالت دارم
که حال و حوصله نت برام نذاشته
شاد باشی سید عزیز
دوست خوبم:
سلام و هزاران سلام مریم گلی ...

ایشالاه که هرچه زودتر کسالت برطرف میشه ....

شماهم شاد باشی و خوشبخت ...
سلام ای کاش درختی بودم که تمام نامردی ها را از ریشه هام از خاک پاک میکردم و به جاش هوای تمیز و پاک میدادم تا مردم پاکی و سرزندگی راعمیق نفس بکشند
دوست خوبم:
سلام....

ماهم دعا میکنیم .....
درخت بودیم شاید یه نفعی واسه مردم و هوای اطرافیانمون داشتیم!!!
حداقل چیزی هم حالیمون نبود و غم و غصه دنیا رو نمیخوردیم!
اما...
حالا که درخت نیستیم!
محکومیم به انسان بودن!!!
راهش اینه که نهایت سعی مون رو برای هرچه بهتر شدن و نزدیک شدن به خدای مهربونمون که خیلی دوستمون داره بکنیم
دوست خوبم:
علیک سلام ...

انشالاااه .....

داستان خواندنی استجابت دعا

روزی مردی خواب عجیبی دید.

دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند.

هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند

و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند

باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند. مرد از فرشته ای پرسید:

شما چکار می کنید؟ فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد

گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل

می گیریم.




مرد کمی جلوتر رفت. باز تعدادی از فرشتگـــان را دید که کاغذهـایی را داخل پاکت

می گذارند و آن ها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند.

مرد پرسید:


شماها چکار می کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت:

اینجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت های خداوند را برای بندگان به زمین می فرستیم.

مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته است.

با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟

فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است.

مردمی که دعاهایشان مستجاب شده

باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می دهند.

مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟

فرشته پاسخ داد: بسیار ساده، فقط کافیست بگویند:

خدایا شکر







سلام وبتون جالبه به وب ما هم سری بزنید
دوست خوبم:
علیک سلام ... چشم ...... حتما...
من آن ابرم که می خواهد ببارد ، دل تنگم هوای گریه دارد ، دل تنگم غریب این در و دشت ، نمی داند کجا سر می گذارد
راستش تا حالا هر آرزویی کردم جز این
دوست خوبم:
علیک سلام ....

انشالاه هممون بتونیم انسان باشیم ... انسان .....
الو ؟!!
سید ؟؟؟
الو الو !
ک .. کجایی... کجایی شما ؟
دوست خوبم:
جانم؟؟

همین جاااا ...شرمنده .... که دیر جواب دادم ....
سلام
دوست داشتم شتر باشم صبور... یا گاو که هیچی حالیش نیست...یا شایدم درخت... اما حیف که انسان شدم
دوست خوبم:
سلام خانمی ...

بازم شکر که انسانیم ... انسان ...
سلام سید...

خوبی؟

خوش میگذره؟

ببخشید اینقدر دیر اومدم

آخه دانشگاه ها شروع نشده کارای ما شروع شده!!!

دیگه ترم های آخر هم هست و دیگه خودت میدونی که چقدر درس ها سخت میشه و زیاد....
دوست خوبم:
سلام مشدی.
ممنونم...به مرحمت شمااا ... شکر .
خواهش مشدی.... میدونم ....میدونم ...
عکست هم خیلی قشنگه
دوست خوبم:
به نظر من آدم میتونه آدم باشه و با فکر و انتخاب خودش رهگذران رو به سایه دعوت کنه......
دوست خوبم:
کاملا درسته ....
سلام
ممنون از گوشزدتون،توصیه تون انجام شد
یعنی میخواستم درستش کنم
و درستش کردم
شاد باشی گلم
دوست خوبم:
سلام مریم گلی بزرگوار ....

خواهش میکنم... جسارت کردم ....

شماهم همینطور ......
سلام آقا سید
ساغول
------------------
زیاد خوب نباش . . .

زیاد دم دست هم نباش . . .

زیاد که باشی ، زیــــــــــادی می شوی!

دوست خوبم:
سلام سودا جان ... وارول ...

واقعا همینطوره ... زیاد که باشی، زیادی میشی ....
راستی اصلا آقایی؟
دوست خوبم:
اینجوری میگن ......

ولی بلانسبت دوستان.... الان آقا یا به اصطلاح اگر مردی پیدا کردی سلام منو بهش برسون ...
یجورایی اسممون مرد هستش... مثل انسانهای الان...بلانسبت...بلانسبت... مثلا آدمیم ... فقط اسمشو یدک میکشیم ...
قشنگ بود....
راستش تا حالا این آرزو رو نکردم..ولی الان که دارم تصورش میکنم حس خوبی بهم دست داد...
دوست خوبم:
قابلی نداشت.......
سلام بر سید عزیز
پوزش بابت تاخیر...
منم اعتقاد ندارم ولی یه بار خر شدم رفتم...همش دروغ بود
دوست خوبم:
علیک سلام.... خواهش میکنم ... شما بزرگواری.....
به نام دوست..

سلام..

خوبی؟!

چه خبرا!؟

ببخشید سید من دیر سر زدم.. دیگه همیشه کارای دنیا یه جور نمیچرخه.. امیدوارم نذاری پای بی معرفتی زمستانه..

محتاجم به دعا سید.. خیلی زیاد..

آره هرچیز مفیدی گاهی به جز انسان دوست داشتم باشم.. اما همیشه از غیر مفید بودن بدم می اومده..

موفق باشی و خوشبخت..

یا علی(ع)...
دوست خوبم:
علیک سلام ... ممنونم...به مرحمت شمااا ....
خواهش میکنم.... این حرفا چیه...شما بزرگواری ....

ما محتاجتریم عزیز ... شماهم موفق باشی و خوشبخت ....

علی یارت ....
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد